محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )
28
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )
بدهند با اين حال به تأليف كتاب در اين باره ، تا آنجا كه مىدانيم غير از چند نفر انگشت شمار همت نكردهاند « و مؤلفان اين علم عبارتند از » :
--> - نازل مىشد و اين همان است كه آيه 31 سوره زخرف / 43 « قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ » به آن اشاره مىكند . ضماير در دو آيه ايكه مورد بحث است و آيه بعد از آن : « وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما يُعْلِنُونَ » آيه 69 سوره قصص / 28 به كفار بر مىگردد كفارى كه در آيات قبلى موضوع سخن مىباشند . و اين - مساله ، يعنى عود ضماير به كفار - معنى اول آيه مورد بحث را نقض مىكند زيرا معنى مزبور شامل همه مردم از مسلمانان و كافر است و به معنى دوم وجاهت و رجحان مىدهد . . . ضمن اينكه به نظر مىرسد بين محتواى آيه ، با اين معنى كه مطلق اراده و اختيار از آن خدا است و ديگران هيچ گونه اختيارى ندارند تناقض وجود دارد با محتواى آيات فراوانى كه بيان مىكنند انسان صاحب اراده است صاحب اختيار است و ثواب و عقاب بر كارهاى وى مترتب مىشود بر هر كارى كه انجام مىدهد . . . ) ص 204 و ص 103 جزء سوم . با تفصيلى كه گذشت ملاحظه مىفرمائيد غرض از آيه كريمه نفى اختيار از بندگان به طور مطلق و به صورت عام نيست تا دليلى باشد بر كسى كه خود را در انجام اعمال و انتخاب احوال مجبور مىداند و بعيد است كه با داشتن اين نظر خود را براى انتخاب خليفه مختار و مجاز بداند ! آرى مقصود از آيه با توجه به تفصيلى كه گذشت عدم اختيار ايمان و كفر و عدم اختيار در انجام اعمال خير و شر نيست و در همه آنها انسان داراى اراده و اختيار است و گرنه دعوت ، تربيت ، جزا و پاداش همه بىمعنى خواهند بود .